تبليغاتX
وسوسه رفتن
قایقی می سازم می فرستم تا ماه
 

اندر ادامه ي فضايل  من :

 يادم رفت بگم كه من الان تا ۳ مي شمارم البته به لحاظ مفهومي فعلا" فقط مفهوم يكي و دوتا رو بلدم و خيلي دوست دارم از هر چيزي "دووتا" داشته باشم !!

خيار ، گوجه فرنگي و نون رو به ترتيبي كه گفتم خيلي دوست دارم !!  و البته چه شود اگر از هر كدوم دووتا داشته باشم

الله اكبر كردنمو نديديد !!  دستامو ميزارم روي لپام و بعد ميارم پايين و دو طرفم تكون تكون ميدم و بعدشم يه هويي مي رم سجده (البته به شكلي كه پيشونيمو ميزارم روي زمين و فقط كف پاهام روي زمينه و باسن كوچولوم توي هوا !!)  خيلي ديدن داره به خدا

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت   توسط آبین | 
من الان هجده ماهمه

تقصير مامانمه كه وقت نكرده اينجا رو به موقع آپ كنه ، والا من خيلي بزرگ شدم و خيلي كارها ياد گرفتم!!

مثلا" اينكه نقاشي بكشم ، شعر بخونم  و تقريبا" هر كلمه يا جمله ي كوتاهي رو كه ازم بخوان به طرز خيلي خوشمزه اي تكرار كنم .

من بلدم  يك ني ني كه از يك كله و دو تا چشم تشكيل شده بكشم ، يك ماهي كه از يك كله و يك چشم تشكيل شده بكشم ، ديگه اينكه شعر "يك توپ دارم قلقليه" و "چشم چشم دو ابرو"  رو با مامانم بخونم و اداشو در بيارم .

كتاب قصه هامو ورق ميزنم و قصه هاشو همراه با  ادا و اطوار تعريف ميكنم !!

واي ... واي ... نمي دونيد چه جوري شعر "تاب تاب عباسي " رو مي خونم و البته مامان و بابا رو مجبور ميكنم منو ببرن تاب تاب عباسي !!

كلمه هاي جديدي كه خيلي واضح بلدم و خودم ميگم ايناست:

مامان ميتا ،بابا جون، مامان ادت (مامان عفت)،‌ آرا (خاله سارا)، نجي (خاله نجي) ، دايي ، ماشي (ماشين)،‌قاقا بي بي (قان قان - بيب بيب) ،‌ميداد،‌نگاشي (نقاشي) ، ياديو (راديو)، بيا ، يايا (لالا) ، دس (دست)، پا ، بي بي (پي پي)، جيش  و ...

خلاصه خيلي كارها كه الان خوب حضور ذهن ندارم !!!!

روي هم رفته خيلي با نمك و جذاب شدم !!! باور نمي كنيد ؟؟!!  ببينيد :

 

  

 

 

 

 راستي چون اينجا دير آپ شده ، شما خيلي از عكساي منو از دست داديد !! ولي مامان ميترا قول داده سر هفته اينجا رو با يك سري ديگه از عكسام آپ كنه !  منتظر باشيد

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت   توسط آبین |